NetworkedBlogs by Ninua
Add Your Blog
|
Login
|
Signup
95
followers
Invite Friends to Follow
Syndication
Written by
20 Authors
Amir Titan
Foad Nikbakhsh
Ali Fri
View All
Followed by
95 People
(
invite friends
)
View All
سیاه مشق
Persian
http://arashkheirabadi.blogspot.com/
Unfollow
Follow
سیاه مشق
· 3M ago
Temporary Post Used For Theme Detection (26b6becf-777a-4b22-89ca-64c30ddd13c0 - 3bfe001a-32de-4114-a6b4-4005b770f6d7)
This is a temporary post that was not deleted. Please delete this manually. (6f5e20b1-a771-47f1-bb14-4e6b1d417567 - 3bfe001a-32de-4114-a6b4-4005b770f6d7)
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
سیاه مشق
· 3M ago
بُرشی از نمایش نامه ی «برهنه سیامک»؛ برای خوانش
تخت جمشد؛ مبارزه ی شاه نُمادین و نیروهای اهریمنی***... و من، اینک؛ به برهنهی تن، در برابرِ تو ایستادهام؛ بر پا. با گیسوانِ سیاهِ شلالِ تابدار و بازوانی به ستهمیی اسبان. سینهای فراخ و دو بالا بر. چرمینهای از پوستِ پلنگ؛ پایافزار و پارهای پوستِ شیر، دستبند و پاتاوه. چشمانام –این دو نگارخانه...
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
سیاه مشق
· 7M ago
Temporary Post Used For Theme Detection (53ea7872-47f0-462d-abf3-c7f8b2a1c539 - 3bfe001a-32de-4114-a6b4-4005b770f6d7)
This is a temporary post that was not deleted. Please delete this manually. (d971273a-66cb-4574-b5e8-bd9eb3d0e85d - 3bfe001a-32de-4114-a6b4-4005b770f6d7)
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
سیاه مشق
· 1Y ago
Temporary Post Used For Theme Detection (656bfb41-f1e9-49c7-a9d1-7827a8d1cd4c - 3bfe001a-32de-4114-a6b4-4005b770f6d7)
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
سیاه مشق
· 1Y ago
فضای تهوعانگیز
شده آن قدر از خودت بیزار باشی که سرنگونیی سرنوشت را، گردن بگیری؟ شده آن سان از طبیعت منزجر باشی که گناهِ یخآگینِ زمستان را، بپذیری؟ شده آن قدر سرگشته و حیران باشی که ندانی کدام راه، کدام راه، کدام راه به منزل میرسد؟ شده در برهوتِ سایهی خودت، از گناهی که نکردهای، پشیمان شوی؟ راستی...
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
سیاه مشق
· 1Y ago
همیشه یک جای کار، میلنگد
تمام شد. تمام شد و آن جملهای که همیشهاش میترسیدم، روی کاغذ ریخت: «... دیگر چه فرق میکند؟» دیگر چه فرق میکند که دستهای تو سرشارند؛ یا چشمهای سیاهِ شب، ستارهبارانِ اشکاند؟ دیگر چه فرق میکند که تفاهم –این واژهی قدیمی و کمیاب- در هیچ کجای فاصلهها، تاثیری نخواهد داشت؟ دیگر برای بازگش...
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
سیاه مشق
· 1Y ago
دگردیسی
برای تو مینویسم!... برای تو که میخواستی تازه باشی، ولی تنپوشِ کهنهگیات را دوست داری. برای تویی که در این کهنهبازارِ تنهایی فروش، تنها نصیبات، ردای عریانی ست... تویی که مثلِ من کهنه شدی، اما هنوز در انتظارِ تازههای قدیمی، سرگردانی... دارم پوست میاندازم. درست مثلِ کرمِ ابریشمی که در...
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
سیاه مشق
· 1Y ago
نه برای رسیدن، که فقط برای پریدن
یادت هست؟ اوایل بهار بود. باران بود. تاب بود. تب بود. عبور گاهگاه تردید بود. شک بود. شب بود... و ما منتظر بودیم. و ما منتظر بودیم. میدانستیم کسی میآید؛ ولی نمیدانستیم آن که میآید از کدام تبار است؟... میدانستیم که تو در حوالیِ لبخند و آینه هستی، اما کجای آن حوالی؟... نمیدانستیم. و ما من...
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
سیاه مشق
· 1Y ago
صورتکی در هم
تنهاتر از این هم هست؛ تنهاتر از اینها هم، آن جا که تو میمانی با این همه بارِ غم تنهاتر از این هم هست، آن لحظه که میفهمی چون صفر در این جدول، نه جمع شدی، نه کم تنهاتر از این هم هست: زخمی شدهای اما با این همه داروها، زخمات نشود مرهم تنهاتر از این هم هست، که زخ...
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
سیاه مشق
· 1Y ago
بگذار برای بعد
حکایت تمام نشد؛... این منام که خستهام! بگذار برای بعد!... بگذار برای بعد!... و ما همیشه چیزهایی را برای فردا گذاشتهایم. مثلِ عشق؛ مثلِ بودن؛ مثل ماندن؛ مثلِ آغاز... بگذار برای بعد!... و ما همیشه خواستیم که فردا را بهتر از امروز بسازیم و هیچ کس در این دیارِ فرداهای نارسیده، به خود نگفت که «ا...
0
Vote Up
0
Voted
·
Share
Are you sure you want to delete this?
Cancel
Yes, Delete Now
Deleting
Deleting
Facebook
Twitter
Email
More Stories
More