Omid Habibinia`s Persian Blog
و دیگر سیاهی بود…
از پله ها که تند تند بالا می رفت سرش گیج خورد، دستش را گرفت به نرده ها و لحظه ای ایستاد، بوی گاز حالش را بهم می زد، کناره روسری را بیشتر روی دهانش فشرد و چشم هایش را بست.
چشم هایش می سوخت ولی بازش نمی کرد، “پسره دیلاق” به نفس نفس افتاده بود [...]
Not enough data.
Calculated for blogs with 20+ followers.
- Nima's blog
iran, web, startup
- دستنوشته ها
Iran, Canada, Winnipeg
- جمهور
Iran, Society & Politic, Art & Culture
- گاز نگیر
Iran, my life, my concerns
- itblog
IT, internet, iran
Questions? contact: networkedblogs@ninua.com
Copyright (C) 2008, Ninua, Inc.